تبليغاتX
هشتمین روز -
یک روز می‌رسد
که دیگر جایی نیست
تا از خودت
به آن فرار کنی

چمدانت را باز می‌کنی
کنار یکی از همین دیوارها
اتراق می‌کنی
کنار یکی از همین رنجهای کهنه
یکی از همین زخمهای قدیمی
می‌نشینی و
پایت را
در رودخانه‌ای می‌کنی
که سالهاست
از تو گذشته

رودخانه‌ی بی خانه‌ای
که دیگر هرگز
رود نمی‌شود
و رودی که هرگز دیگر تکرار

هنگامه هویدا
+  یکشنبه 1390/12/14 ,  21:47  .    |