![]() |
دوم یا سوم دبیرستان که بودم سر کلاس زبان، معلممان برایمان خاطره ای تعریف می کرد:
می گفت که دانش آموزی در امتحانات نهایی به نمره اش اعتراض داشته، و ایشان هم یکی از ناظرین یا نمی دانم مسئولینی بوده که باید این اعتراض را پی گیری می کرده. برگه امتحان را معلم مربوطه یکبار دیگر تصحیح می کند (با دقت و اغماض بیشتری) اما نمره تغییر چندانی نمی کند، چون بار اول هم با ارفاق زیادی این نمره به این برگه داده شده بوده. نمره ۴ بود به گمانم. نتیجه اعلام میشود و دانش آموز دوباره اعتراض می کند. این اعتراض به مقام "بالاتری" می رود؛ این بار گویا ناظرین آن حوزه به موضوع رسیدگی می کنند؛ و با توجه به اینکه این دانش آموز فقط لنگ همین نمره است و اوضاعش وخیم است و خیلی به این نمره احتیاج دارد و از این قبیل حرفها، آن مسئول بالاتر سعی می کند با اغماض بیشتری برگه را تصحیح کند اما نتیجه همان می شود و باز هم مشخص می شود اعتراضی به این نمره وارد نیست. نتیجه اعلام می شود و دانش آموز باز هم به نمره اش اعتراض می کند. این اعتراض باز هم به مقام بالاتری باید ارجاع داده شود. معلم ما که گویا وظیفه ی این ارجاع را به عهده می گیرد از برگه ی دانش آموز یک کپی بر می دارد و به آن مقام بالاتر اعتراض و برگه امتحانی را ارجاع می دهد. برگه تصحیح می شود و دانش آموز قبول می شود، با نمره حداقل ۱۰!
معلممان با هیجان می گفت: می دونین این یعنی چی؟ یعنی ناظرین و مصححان آن حوزه امتحانی بیهوش بوده اند! که متوجه ۶ نمره ی اضافی نشده اند!
در نهایت معلم ما، که استعداد خانم مارپل شدن زیادی داشت، با تطبیق برگه امتحانی فرستاده شده از آن مقام بالاتر و کپی خودش متوجه می شود که پاسخ ها اضافه شده اند و با دو خودکار اما با یک خط نوشته شده اند. گویا دانش آموز با آن مقام بالاتر آشنا بوده که برگه را در اختیارش گذاشته تا پاسخ ها را بنویسد! و در نهایت هم با تصحیح نهایی نمره قبولی را گرفته!
این تقلب و بی عدالتی البته ناراحت کننده بود، حتی برای من دانش آموز شنونده که ممکن بود خودم را جای آن دانش آموز به بن بست رسیده بگذارم. اما من از شنیدن همه ی این جریانات واقعا به کشورم و نظم و بوروکراسی مفیدی که در آن هست امیدوار شدم. اینکه دانش آموز "باز هم" و "باز هم" جای اعتراض داشته است. اینکه اعتراضها به مقامی "بالاتر" ارجاع داده می شده اند. اینکه عدالت درجه داشته. اینکه این امکان وجود داشته که توقع داشته باشی اعتراضت به گوش یک "عادلتر" برسد. این که یک بالاتری هست.. کاری به سوء استفاده از این "بالاتر" نیست...
و حالا احساس می کنم در این مفتضحات اخیر، آن نظم دوست داشتنی خاطره معلممان دیگر وجود ندارد. بالاتری هم اگر باشد دست همه ی بالایی ها و پایینی ها در یک کاسه است...
در کشور ما انگار آن بالاتر، بی هیچ واسطه و فاصله ای، فقط خداست!