![]() |
شاید گاهی این طور به نظر برسه –حداقل برای خودم- که چیزی
که توی زندگی کم دارم امیده، یا انگیزه و میل، یا شادی، یا عشق، یا چیزهایی از این
قبیل...
اما اگر بخوام کمی واقع بینانه به زندگیم نگاه کنم، خلاء زندگی من این چیزها نیست... چیزی که من توی زندگی کم دارم خوابه!
روز، شب، صبح، بعد از ظهر... چشمام اغلب می سوزن و اشک هم که برای من کاملا عادیه...
کاش می شد یه مدتی از زندگی مرخصی گرفت و مثلا رفت توی کما... نمی شه؟