گاهی توی این زندگی احساس دونده ای رو دارم که هیچ راهی جز دویدن پیش روش
نیست. تنها کاری که ازم برمیاد اینه که بدوم و بدوم و بدوم .
حتی وقتی که خسته و بی رمقی، می دونی که منتظر کسی یا چیزی موندن که دستت
رو بگیره و از زمین بلندت کنه و به رسیدن امیدوار؛ بیهوده است. باید بدوی،
بدوی و بدوی ....
گاهی دلم هوای اون دختری رو می کنه که توی فیلم forest gump فریاد می زد :
run! forest! run
+
86/09/16 , 17:30 . ن. و.
|
"زندگی شاید آن جشنی نباشد که آرزویش را داشته ای،ولی حال که به آن دعوت شده ای، تا می توانی زیبا برقص."*
می دانید چیست؟
واقعیت این است که ...
راستش را بخواهید ...
من بلد نیستم برقصم !
*چارلی چاپلین
+
86/09/01 , 15:57 . ن. و.
|